نگاه جشنى به وسعت یک فلات
سه شنبه, اسفند ۱۳, ۱۳۸۷ ۲۲:۳۶
نوروز و آیین هاى باشکوه آن، مسیرى سه هزار ساله و پر پیچ و خم را پیموده تا به ما رسیده است. «نوروز» کهنسال ترین آیین ملى در جهان است که جاودانه مانده و یکى از عوامل تداوم فرهنگ ایرانیان (آرین هاى جنوبى) است. آیین هاى برگزارى این جشن بزرگ در عصر حاضر با سه هزار سال پیش تفاوت چشمگیر نکرده و به همین دلیل عامل وحدت فرهنگى ساکنان ایران زمین به شمار مى رود که آن را در هر گوشه از جهان که باشند یکسان برگزار مى کنند و بزرگ مى دارند و به همین جهت است که اندیشمندان «نوروز» را مظهر پایدار هویت و ناسیونالیسم ایرانى خوانده اند که مورخان در قوه محرکه اش تردید ندارند، زیرا که در طول تاریخ نیروى عظیم و کارآیى هاى فراوان آن را مشاهده کرده اند.
«نوروز» روز ملى و جشن همه کسانى است که در فلات ایران (ایران زمین)، خود یا نیاکانشان به دنیا آمده اند و تاریخ و فرهنگ مشترک دارند، از جمله تاجیک ها، افغان ها، قفقازى هاى جنوبى، کردها و ساکنان سرزمین هایى که در طول قرون و اعصار، امپراتورى ایران را تشکیل داده بودند.
نزدیک به دو قرن است که امپراتورى ایران بر اثر توطئه استعمارگران اروپایى از میان رفته است، اما فرهنگ مشترک و مدنیت غنى قوم ایرانى باقى مانده و نوروز همچنان روز ملى همه مردمى است که از کوه هاى پامیر و بدخشان تا انتهاى کوه هاى کردستان سوریه و از قفقاز تا رود سند و منطقه خلیج فارس سکونت دارند.نوروز، هدف هاى آن و وقایعى که در طول قرون و اعصار در این روز روى داده است در خور توجه فراوان است.در بسیارى از آثار گذشته نگاران، از جمله در تاریخ طبرى، شاهنامه فردوسى و آثار بیرونى، نوروز به جمشید، شاه افسانه اى و در پاره اى دیگر به کیومرث نسبت داده شده و آن را به دلیل آغاز بهار، برابر شدن روز و شب و از سر گرفته شدن درخشش خورشید و اعتدال طبیعت، بهترین روز در سال دانسته اند.به نوشته برخى از مورخین بر پایه افسانه ها، سه هزار سال پیش در چنین روزى، جمشید از کاخ خود در جنوب دریاچه ارومیه (منطقه باستانى حسنلو) بیرون آمد و عمیقاً تحت تاثیر آفتاب درخشان و خرمى و طراوت محیط قرار گرفت و آن روز را «نوروز»، روز صفا، پاک شدن زمین از بدى ها و روز سپاسگزارى از خداوند بزرگ نامید و خواست که از آن پس، بدون وقفه هر سال در این روز آیین ویژه اى برگزار شود. آیینى که هنوز ادامه دارد و از گزند زمانه و هر گونه تحول سیاسى و اجتماعى مصون مانده است.لازم است بدانیم که مهاجرت آرین ها به صورت سه دسته مادها، پارس ها، پارت ها به سرزمین ایران در قرن هشتم پیش از میلاد تکمیل شد.
این گروه از آرین ها از گروهى که به اروپا رفتند، جدا شده بودند که مورخان آنان را آرین هاى جنوبى مى خوانند. مادها در منطقه غرب رى (تهران امروز) تا مرز ایلام از جمله آترپاتکان (آذربایجان) و کردستان مستقر شدند و بعداً حکومتى به پایتختى همدان تاسیس کردند که به احتمال زیاد جمشید از میان آنان برخاسته بود. زیرا پارس ها در جنوب و جنوب شرقى «رى» تا سواحل خلیج فارس و بیشتر افغانستان و بلوچستان امروز اسکان گرفته بودند و پارت ها در شرق دریاى مازندران از جمله خراسان بزرگ، دامغان، خوارزم و گرگان _ تپورستان (مازندران) و نواحى اطراف استقرار یافته بودند.ترویج آموزش هاى زرتشت _ تنها پیامبرى که از میان آرین ها برخاسته _ به نوروز جنبه معنوى ترى بخشید، زیرا زرتشت بر کردار، گفتار و پندار نیک تاکید داشت و هر عمل خلاف عدالت را نفى مى کرد و تحولات تاریخ را نتیجه کشمکش بدى و خوبى مى دانست که سرانجام با شکست قطعى بدى، آرامش، صفا، شادى، صمیمت و عدالت جهانیان تامین خواهد شد، نوروز فرصت خوبى براى زدودن افکار بد از روح، پایان دادن به دشمنى ها از طریق تجدید دیدارها و نیز شاد کردن دوستان و بستگان، مخصوصاً سالخوردگان با دست بوسى آنان و مبادله هدیه بوده است.کوروش بزرگ موسس امپراتورى ایران که از مادر، ماد و از پدر، پارس بود نخستین حکمران ایرانى بود که به نوروز جنبه رسمى داد و در سال ۵۳۴ پیش از میلاد دستورالعملى براى آن تدوین کرد که شامل ترفیع نظامیان، ابلاغ انتصابات تازه، سان دیدن از سربازان، عفو مجرمین پشیمان، ایجاد فضاى سبز و پاکسازى محیط زیست _ از منازل شخصى گرفته تا اماکن عمومى _ بود. چهار سال پیش از آن، کوروش پس از تصرف بابل، نوروز را در آنجا جشن گرفته بود و به این سبب برخى از مورخان، زمان اعلام رسمى و عمومى شدن نوروز به عنوان عید ملى را سال ۵۳۸ قبل از میلاد نوشته اند. بابل در ۲۹ اکتبر سال ۵۳۹ پیش از میلاد به تصرف ایران درآمده بود.







